
حسین بن علی بن ابی طالب(ع) (۴-۶۱ق)،
مشهور به اباعبدالله و سیدالشهداء، امام سوم شیعیان، فرزند دوم امام علی(ع) و نوه پیامبر(ص)، که در واقعه عاشورا به شهادت رسید.
حسین بن علی در دوره کودکی از محبت و علاقه فراوان پیامبر برخوردار بود. در دوره خلافت امام علی در کنار ایشان بود و در جنگ های آن دوره شرکت داشت.
در زمان امامت امام حسن(ع) پیرو او بود و پس از شهادت وی نیز، تا زمانی که معاویه در قید حیات بود، به پیمان ایشان با معاویه وفادار ماند؛ اما پس از مرگ معاویه بیعت با یزید را مشروع ندانست.
فشار یزید بر حاکم مدینه که یا از حسین بیعت بگیرد یا او را به قتل برساند، باعث شد حسین(ع) در ۲۷ رجب سال ۶۰ق رهسپار مکه شود. با توجه به دعوت کوفیان برای پذیرش زمامداری، او از مکه به سوی کوفه رهسپار شد. ورود عبیدالله بن زیاد از طرف یزید به کوفه باعث شد امام نتواند به کوفه وارد شود. امام حسین در کربلا با سپاهیان عبیدالله بن زیاد مواجه شد و در جنگی که در دهم محرم سال ۶۱ ق میان دو لشکر درگرفت،
به همراه یاران اندکش (حدود ۷۲ نفر) به شهادت رسید. پس از جنگ، یاران باقی مانده و اهل بیت وی به اسارت درآمدند و به کوفه و شام فرستاده شدند. شهادت امام حسین(ع) آثار قابل توجهی بر رفتار مسلمانان و شیعیان در طول تاریخ داشته و الهام بخش مبارزات، انقلاب ها و قیام های متعددی بوده است. شیعیان بر گریه و سوگواری بر شهادت امام حسین(ع)،
به ویژه در ماه محرم، تأکید دارند. محتویات ۱ معرفی ۱.۱ نسب ۱.۲ ولادت ۱.۳ نامگذاری ۱.۴ کنیه ها و القاب ۲ همسران و فرزندان ۳ قبل از امامت ۳.۱ دوران رسول خدا(ص): حضور در جریان مباهله و کساء ۳.۲ دوران خلفای سه گانه: حمایت از جانشینی امام علی ۳.۳ دوران حکومت امام علی(ع) ۳.۴ دوران امام حسن(ع) ۴ دوران امامت ۴.۱ دوران حکومت معاویه ۴.۲ دوران حکومت یزید ۴.۲.۱ واکنش امام(ع) در برابر یزید ۴.۲.۲ نامه کوفیان ۴.۲.۳ حرکت از مکه به سمت کوفه ۴.۳ واقعه کربلا ۵ اربعین حسینی ۵.۱ زیارت اربعین ۵.۲ راهپیمایی اربعین ۶ قیام عاشورا: دیدگاه ها و پیامدها ۷ سوگواری ۸ ویژگی ها و فضایل ۹ حرم امام حسین(ع) ۱۰ زیارت امام حسین ۱۱ مطالعه بیشتر ۱۲ جستارهای وابسته ۱۳ پانویس ۱۴ منابع ۱۵ پیوند به بیرون معرفی نسب حسین بن علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف، هاشمی و قُرَشی است. او نوه حضرت محمد(ص) از فاطمه زهرا(س) است. پدرش امیرالمؤمنین علی(ع)، نخستین امام شیعیان است. امام حسین(ع) دومین فرزند امام علی(ع) و فاطمه(س) است و برادرانی از جمله امام حسن مجتبی(ع)، حضرت عباس(ع)، محمد بن حنفیه و خواهرانی از جمله حضرت زینب(س) دارد.[۱] ولادت امام حسین(ع) در مدینه به دنیا آمد. برخی سال تولد او را سال سوم هجری[۲] دانسته اند؛ اما قول مشهور، سال چهارم هجری است.[۳] درباره روز ولادت امام حسین(ع) هم هرچند اختلاف است،
بنابر قول مشهور، روز ولادت آن امام، سوم شعبان است.[۴] هنگامی که امام حسین به دنیا آمد، امّ فضل (همسر عباس بن عبدالمطلب)، به امر پیامبر(ص)،
دایگی امام حسین(ع) را بر عهده گرفت[۵] بدین ترتیب امام برادر رضاعی قُثم بن عباس شد.:[۶] نامگذاری واژه <<حسین>> از واژه <<حَسَن به معنای نیکو>> است. این نام را پیامبر(ص) بر امام حسین نهاد.[۷] بنابر برخی از احادیث، این نامگذاری با الهام الهی بود.[۸] بنابر برخی از اقوال نیز نام های حسن و حسین معادل شَبَر و شُبَیر (نام های پسران هارون) هستند.[۹] گفتنی است این دو نام از نام ها بهشتی اند که قبل از اسلام نزد مردم عرب سابقه ای نداشته اند.[۱۰] بر اساس پاره ای از گزار ش ها در منابع اهل سنت، امام علی(ع) پیش از پیامبر نام حمزه[۱۱] یا حرب[۱۲] را برای امام حسین برگزیده بود؛
اما اعلام کرد در نامگذاری فرزندش، بر رسول خدا پیشی نمی گیرد.[۱۳] کنیه ها و القاب کنیه امام حسین(ع) <<ابوعبدالله>> است. رسول خدا(ص) هنگام ولادت امام، این کنیه را بر او نهاد.[۱۴] البته امام حسین(ع) فرزندی به نام عبدالله داشته[۱۵] که می تواند علت این کنیه باشد. نیز گفته اند: ابوعبدالله به معنای "پدر بندگان خدا" است.
برخی علت وجود این کنیه را معنای آن دانسته اند؛ یعنی اگر قیام امام نبود، نشانی از دین خدا نمی ماند كه مردم عبد آن باشند؛ از این رو او را پدر تمام بندگان خدا دانسته اند.[۱۶] <<ابوعلی>>، <<ابوالشهداء>> [= پدر شهیدان]، <<ابوالاحرار>> [= پدر آزادگان] و <<ابوالمجاهدین>> [= پدر جهاد کنندگان] از دیگر کنیه های اوست.
[۱۷] القاب امام حسین(ع) القاب فراوانی دارد که بسیاری از آنها با القاب برادرش، امام حسن(ع)، مشترک است؛ مانند <<سید شباب أهل الجنه>> (به معنای سرور جوانان اهل بهشت). برخی از القاب خاص او عبارت اند از: زکی، طیب، وفی، سید، مبارک، نافع، الدلیل علی ذات اللّه، رشید، و التابع لمرضاة اللّه.[۱۸] [۱۹] ابن طلحه شافعی لقب <<زکی>> را مشهورتر از دیگر القاب و لقب سید شباب أهل الجنه (سرور جوانان بهشت) را مهم ترین آنها دانسته است
.[۲۰] در بعضی از احادیث نیز امام حسین(ع) با لقب شهید یا سیدالشهداء خوانده شده است.[۲۱] [نمایش] تبارنامه بنی هاشم همسران و فرزندان همسران شهربانو: ثمره این ازدواج امام سجاد(ع) بود. اگر چه بسیاری از مورخان شهربانو را مادر امام سجاد و دختر یزدگرد دانسته اند، محققان معاصر در این مسئله تردید دارند.[۲۲] رباب دختر امرؤ القیس: نقل شده است رباب از بهترین زنان و افضل آنان در ادب و عقل بود.[۲۳] رباب دو فرزند از امام حسین(ع) داشت: سکینه و عبداللّه. عبداللّه(علی اصغر)در روز عاشورا خردسال بود و در آغوش پدرش به شهادت رسید.[۲۴] رباب در کربلا حضور داشت و همراه اسیران به شام رفت
.[۲۵] لیلیٰ:
لَیلی دختر ابی مُرَّة بن عروة بن مسعود ثَقَفی[۲۶] و میمونة بود.[۲۷] از تاریخِ ازدواج امام حسین(ع) با او اطلاعی در دست نیست. علی اکبر(ع) فرزند اوست.[۲۸] ام اسحق او همسر امام حسن مجتبی(ع) بود و پس از شهادت او با امام حسین(ع) ازدواج کرد.[۲۹] گزارش های تاریخی از زیبایی و بدخلقی او یاد کرده اند.[۳۰] شیخ مفید برای او یک فرزند از امام حسین(ع) نام می برد: فاطمه.[۳۱] سُلافه یا ملومه[۳۲] وی از قبیله قُضاعه بود و برای امام پسری به نام جعفر به دنیا آورد.:
[۳۳] از جزئیات زندگی وی اطلاعی در دست نیست. فرزندان منابع قدیمی فرزندان امام حسین(ع) را چهار پسر و دو دختر[۳۴] و منابع امروزی شش پسر و سه دختر نوشته اند[۳۵] علی اکبر: پسر بزرگ امام حسین، فرزند لیلا. علی، امام چهارم شیعیان، معروف به زین العابدین و سجاد، فرزند شهربانو.در منابع قدیمی از او به علی اصغر تعبیر شده است. عبداللّه: فرزند خردسال امام. مادرش رباب بود بیشتر منابع او را به هنگام شهادت،
صغیر و شیرخوار دانسته اند.؛[۳۶] امروزه شیعیان او را با نام علی اصغر می شناسند. فاطمه: دختر بزرگ امام.[۳۷] مادرش امّ اسحاق بود. تاریخ دقیق تولد فاطمه مشخص نیست، ولی چون مادرش بعد از شهادت امام حسن (۴۹ یا ۵۰) به همسری امام حسین درآمد، تولد وی بعد از این سال بوده است. سُكَینه: دختر کوچک امام حسین و فرزند رباب. جعفر: مادرش زنی از قبیله قُضاعه بود. وی در زمان حیات امام از دنیا رفت و نسلی از او باقی نماند.[۳۸]
به جز این شش فرزند، نام دو پسر و یک دختر دیگر در منابع متأخر دیده می شود که عبارت اند از:
علی اصغر، محمد و زینب.[۳۹] ابن طلحه شافعی تعداد فرزندان امام را ده تن شمرده؛ ولی فقط از نُه تن نام برده است.[۴۰] همچنین در برخی کتاب های تذکره و مراثی متأخر، از دختر چهار ساله امام حسین به نام رقیه سخن به میان آمده است.[۴۱] [نمایش] خاندان پیامبر (ص) قبل از امامت حدیث پیامبر(ص) درباره امام حسین(ع) بر سردر حرم امام حسین(ع) دوران رسول خدا(ص): حضور در جریان مباهله و کساء امام حسین(ع)، هنگام رحلت پیامبر(ص) هفت سال داشت و در هیچ جنگی او را همراهی نکرد. بر این اساس امام را در زمره واپسین طبقهٔ اصحاب رسول خدا(ص) (طبقه پنجم) برشمرده اند.[۴۲] امام حسین(ع) در جریان مباهله حضور داشت. پیامبر(ص) توجه ویژه به امام حسین(ع) داشت و او را جزو اصحاب کساء برشمرد؛ همچنین از وی و برادرش امام حسن(ع) بر اسلام بیعت گرفت،[۴۳] و هنگامی که پیامبر(ص) به بزرگ قبیله ثقیف،
نامه نوشت و او را به اسلام دعوت کرد، حسن(ع) و حسین(ع) را با اینکه طفلی خردسال بودند شاهد قرار داد.،[۴۴] از پیامبر نقل شده که فرمود: حسن و حسین(ع) سرور جوانان بهشت اند.[۴۵] رسول خدا(ص) در میان اهل بیت خود، امام حسن و امام حسین را بیش از بقیه دوست داشت[۴۶] و این علاقه آن چنان بود که با ورودشان به مسجد، گاه خطبه اش را ناتمام می گذاشت و از منبر پایین می آمد و به استقبال آنان می رفت و آنان را در آغوش می کشید.[۴۷]
دوران خلفای سه گانه:
حمایت از جانشینی امام علی امام حسین(ع) تقریباً ۲۵ سال از عمر خویش را در دوران خلفای سه گانه، (ابوبکر، عمر و عثمان) گذراند. ایشان در ابتدای خلافتِ خلیفه اول ۷ ساله، در آغاز خلافت خلیفه دوم ۹ ساله و در شروع خلافت خلیفه سوم ۱۹ ساله بود. خلافت ابوبکر در دروه خلافت ابوبکر اهل بیت از سویی در سوگ از دست دادن رسول خدا بودند و از سوی دیگر اختلاف بر سر حق خلافت، عرصه را بر آنان تنگ کرده بود. گفته اند در این دوران امام حسین(ع) به همراه برادرش امام حسن(ع) و مادرش فاطمه(س) و امام علی(ع) شبانگاهان برای باز پس گرفتن حق خلافت امام علی، به درِ خانه اهل <<بدر>> می رفتند.[۴۸] خلافت عمر از چند و چون زندگانی امام حسین(ع) در ایام خلافت عمر خبر چندانی به دست ما نرسیده است؛
شاید بتوان علت این امر را در گوشه گیری امام علی(ع) و فرزندانش از دستگاه حکومت جستجو کرد. در برخی منابع روایت شده است در اوایل خلافت عمر، امام حسین(ع) وارد مسجد شد و عمر را در حال سخنرانی بر منبر رسول خدا(ص) دید؛ پس، از منبر بالا رفت و به او گفت: "از منبر پدرم فرود آی و بر منبر پدرت بنشین!" عمر که مبهوت این سخن شده بود گفت: "پدرم منبری نداشت."
سپس حضرت(ع) را کنار خود نشاند[۴۹] خلافت عثمان امام حسین(ع) در زمان به خلافت رسیدن عثمان حدود نوزده سال داشت. عثمان، ابوذر را به سرزمین ربذه تبعید و همگان را از بدرقه و همراهی او منع کرد؛ اما امام حسین(ع) همراه پدرش، برادرش امام حسن(ع)، عمویش (عقیل بن ابی طالب)، پسرعمویش (عبدالله بن جعفر) و عمار بن یاسر برخلاف دستور خلیفه، ابوذر را بدرقه کردند.[۵۰] برخی منابع گفته اند امام حسین در این دوران در نبرد افریقیه[۵۱] و طبرستان[۵۲] شرکت کرده است؛ ولی شواهدی وجود دارد که نشان می دهد چنین چیزی نبوده است.
[۵۳] هنگامی که مردم از ظلم عثمان سر به شورش برداشتند و به سمت منزل او برای کشتنش هجوم بردند، امام حسین(ع) و امام حسن مجتبی(ع)، به رغم ناخرسندی از عملکرد خلیفه، به فرمان امام علی(ع) به محافظت از حریم عثمان پرداختند[۵۴] دوران حکومت امام علی(ع) امام حسین(ع) در جنگ های دوره حکومت امام علی(ع) -جمل، صفین و نهروان- حضور داشت[۵۵] و در جنگ صِفّین خطبه ای برای تشویق به جهاد خواند.[۵۶] امیرالمؤمنین(ع) امام حسین(ع) را پس از امام حسن(ع) سرپرست صدقات (موقوفات) خود قرار داد.[۵۷] به نقلی امام حسین(ع) به هنگام شهادت پدر، برای انجام دادن مأموریتی که علی(ع) به او داده بود، در مدائن بود و با نامه امام حسن(ع) از موضوع آگاه شد.
[۵۸] او در مراسم تجهیز و خاکسپاری پدر حاضر شد.[۵۹] دوران امام حسن(ع) هنگامی که امام حسن(ع) عهده دار زعامت و رهبری مسلمانان شد
، امام حسین(ع) با او بیعت کرد و در بسیج و اعزام نیروها به اردوگاه نُخیله و اردوگاه مَسکن نقشی فعال داشت و همراه امام حسن(ع) به مدائن و ساباط برای جمع آوری لشکر رفت.[۶۰] هنگام صلح امام حسن(ع) با معاویه، جمعی از علاقه مندان به اهل بیت(ع)، از امام حسین(ع) خواستند که با این مصالحهٔ سیاسی مخالفت کند و در مقابل معاویه بایستد؛ اما وی با قاطعیت از صلح برادرش حمایت و خود نیز با معاویه بیعت کرد و هنگامی که قیس بن سعد نظر او را در این باره جویا شد، با صراحت نظر خود را اعلان نمود.[۶۱] امام حسین(ع) پس از انعقاد صلح، همراه برادرش از کوفه به مدینه بازگشت و در آنجا ساکن شد.[۶۲] دوران امامت امام حسین(ع) در سال ۵۰ق بعد از شهادت برادرش به امامت رسید و تا سال ۶۱ق رهبری شیعیان را بر عهده داشت. دلایل امامت نوشتار اصلی: امامت حدیث نبوی در ضریح امام حسین(ع) حدیث
<<اِبنای هذانِ امامان قاما او قَعَدا (ترجمه: این دو پسرم [حسن و حسین]
، امام هستند خواه قیام کنند یا نکنند) >>[۶۳] از پیامبر(ص) نشان دهندۀ امامت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) است. افزون بر این، احادیثی از پیامبر(ص) رسیده است که در آنها به تعداد امامان و امامت امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و نُه تن از فرزندان حسین بن علی(ع) تصریح شده است.[۶۴] دلیل دیگر، وصیت امام حسن(ع) درباره جانشینی امام حسین(ع) پس از وی و سفارش به محمد حنفیه به پیروی از آن حضرت است.[۶۵] شیخ مفید[۶۶] اعتقاد دارد امامت امام حسین(ع) ثابت و قطعی است؛ گرچه آن حضرت به سبب تقیه و التزام به صلح و ترک مخاصمه، آشکارا به امامتِ خود دعوت نکرد.
امام پس از مرگ معاویه، امامت را علنی کرد.[۶۷] از لوازم امامت، علم به جمیع شئون و معارف دین به صورت تام و کامل است؛ از این رو امام علی(ع) از او خواست برای مردم سخنرانی کند تا بعدها قریشیان او را به نداشتن علم متهم نکنند.[۶۸] برخی منابع برای اثبات امامت امام حسین(ع)، به بعضی از سخنانِ خود آن حضرت درباره امامتش[۶۹] و پاره ای از معجزات و کرامات او استدلال کرده اند.[۷۰] دوران حکومت معاویه بیشتر دوران امامت امام حسین(ع) با حکومت معاویه همزمان بود و پس از معاویه در همان سال اولِ حکومتِ یزید، امام حسین(ع) به شهادت رسید. سیاست امام(ع) در برابر معاویه امام حسین(ع):
الناس عبید الدنیا و الدّین لعق علی ألسنتهم یحوطونه ما درّت معائشهم فإذا محّصوا بالبلاء قلّ الدیانون. (ترجمه: مردم بنده دنیایند. دین را بر زبان می دارند چندانکه زندگانی خود را بدان سروسامان دهند. آنگاه که آزمایش شوند دینداران اندک خواهند بود.) شهیدی، قیام حسین(ع)، صص۴۶، ۹۴. امام حسین(ع) بعد از شهادت امام حسن(ع) به پیمان صلحی که برادرش با معاویه بسته بود وفادار ماند[۷۱] و با اینکه مردم کوفه برای قیام علیه معاویه به آن امام نامه نوشتند،
از قیام دوری گزید. با وجود این، او مشروعیت حکومت معاویه بر مسلمانان را رد و بر جهاد با ظالمان تأکید می کرد.[۷۲] امام حسین(ع) به کسانی که او را به قیام دعوت می کردند اعلام کرد: <<من امروز چنین اندیشه ای ندارم. خدایتان رحمت فرماید، به زمین بچسبید و در خانه ها کمین کنید و تا هنگامی که معاویه زنده است از اینکه مورد بدگمانی قرار بگیرید پرهیز کنید. اگر خداوند برای او چیزی پیش آورد و من زنده بودم، اندیشه خود را برای شما خواهم نوشت>>.[۷۳] امام حسین(ع) در این دوره، علنی و غیرعلنی به بیان احکام امامت و خلافت و ویژگی های خلیفهٔ برحق می پرداخت. از اقدامات تبلیغی امام حسین(ع)
برای جلب افکار عمومی و بیان احکام خدا، خطبه ایشان در گردهمایی بزرگ حج در سرزمین مِنا[۷۴] و همچنین جلسات مخفی وی در مکه است.[۷۵] در دوره ۱۰ ساله امامت امام حسین(ع) نامه های متعددی بین وی و معاویه رد و بدل شد. هر جنایت و اقدام غیراسلامی ای که از معاویه سر می زد، امام حسین(ع) به شدت از او انتقاد می کرد. به شهادت رساندن افرادی چون حجر بن عدی، عمرو بن حمق خزاعی و عبدالله بن یحیی حضرمی و یارانش از جمله مواردی بود که سخت ترین و شدیدترین اعتراضات امام حسین(ع) را در پی داشت.[۷۶] معاویه برای تثبیت ولایتعهدی یزید به مدینه سفر کرد تا از مردم مدینه، به ویژه از شخصیت های بزرگ این شهر که در رأس آنان امام حسین(ع) قرار داشت،
بیعت بگیرد؛ اما امام(ع) او را به شدت شماتت کرد و بی لیاقتی ها و هوس بازی های یزید را به رُخَش کشید و او را از ولایتعهدی یزید برحذر داشت.[۷۷] امام حسین(ع) از معدود کسانی بود که بیعت با یزید را نپذیرفت و در خطابه ای قاطع، معاویه را محکوم کرد.[۷۸] سیاست معاویه در برابر امام(ع) معاویه مانند خلفای سه گانه در ظاهر احترام بسیاری برای امام حسین(ع) قائل بود. این به آن جهت بود که می دانست امام حسین(ع) نزد مردم مکه و مدینه جایگاه ویژه ای دارد. با این حال، امام(ع) مانعی بزرگ بر سر راه حکومت وی بود که معاویه پیوسته نگران قیام او بود؛
از این رو معاویه در ظاهر به امام احترام می کرد و او را بزرگ می شمرد[۷۹] و به کارگزارانش دستور داده بود که متعرض فرزند رسول خدا(ص) نشوند و از بی احترامی نسبت به وی بپرهیزند[۸۰] و از سوی دیگر، مراقبت پیوسته و شبانه روزی از امام(ع) را در دستور کار خود قرار داده بود. معاویه به فرزندش یزید نیز سفارش کرده بود در صورت غلبه بر امام، با او مدارا کند و بر بیعت گرفتن از او اصرار نورزد.[۸۱] خطبه امام در منا نوشتار اصلی:
خطبه امام حسین در منا امام حسین در سال ۵۸ق، دو سال قبل از مرگ معاویه خطبه ای حماسی و اعتراض آمیز در منا خواند؛[۸۲] در این زمان فشار معاویه بر شیعیان به اوج رسیده بود و در فضای اجتماعی سیاسی خفقان حاکم بود.[۸۳] امام در این خطبه ضمن برشمردن فضائل امیر مؤمنان و اهل بیت و دعوت به امر به معروف و نهی از منکر و تأکید بر اهمیت این وظیفه اسلامی، وظیفه علما و لزوم قیام آنان در مقابل ستمگران و مفاسد و نیز مضرات سکوت عالمان در مقابل زورگویان را گوشزد کرد. دوران حکومت یزید نوشتار اصلی: یزید بن معاویه پس از مرگ معاویه در ۱۵ رجب ۶۰ق، یزید به جای او به خلافت رسید. او در سال اول حکومتش، امام حسین(ع) و اهل بیت پیامبر(ص) را کشت، در سال دوم حرمت حرم رسول خدا(ص) را شکست و آن را سه روز تمام بر سپاهیانش حلال کرد و در سال سوم، کعبه را مورد تاخت و تاز قرار داد و به آتش کشید.[۸۴] واکنش امام(ع) در برابر یزید نوشتار اصلی:
حرکت امام حسین از مدینه تا کربلا مسیر حرکت امام حسین(ع) از مکه به کربلا کربلا نینوا کوفه قصر بنی مقاتل نجف عین الرهمیه عذیب الهجانات بیضه ذوحسم مغیثه واقصه شراف قرعاء بطن العقبة قاع زباله شقوق بطان ثعلبیه زرود خزیمیه اجفر فید توز سمیراء حاجر نقره مغیثه الماوان ماء السلیله عمق معدن بنی سلیم افیعیه مسلخ غمره ذات عرق صفاح تنعیم بستان بنی عامر مکه مدینه حائل ریاض عراق دجله فرات بصره بغداد دریای سرخ جده دمشق یزید وقتی به خلافت رسید برای بیعت گرفتن اجباری از حسین بن علی و چند تن دیگر به حاکم وقتِ مدینه نامه نوشت.
یزید همچنین در نامه ای دیگر از حاکم مدینه خواسته بود سر حسین بن علی را برای او بفرستد؛[۸۵] بنابراین امام حسین(ع) و یارانش مدینه را به قصد مکه ترک کردند.[۸۶] به جز محمد بن حنفیه[۸۷] بیشتر خویشاوندان امام حسین(ع) از جمله فرزندان، برادران، خواهران و برادرزاده های امام، وی را همراهی می کردند.[۸۸] علاوه بر بنی هاشم، ۲۱ نفر از یاران امام حسین(ع) نیز در این سفر همراه شده بودند.[۸۹] امام حسین(ع) پس از پنج روز، در سوم شعبان سال ۶۰ق به مکه رسید[۹۰] و با استقبال مردم مکه و حاجیان بیت الله الحرام روبرو شد.[۹۱] امام حسین(ع) بیش از چهار ماه ـ از سوم شعبان تا هشتم ذی الحجه ـ در مکه ماند.
نامه کوفیان نوشتار اصلی:
نامه های کوفیان به امام حسین(ع) شیعیان عراق از بیعت نکردن امام حسین(ع) با یزید باخبر شدند. پس در منزل سلیمان بن صُرَد خُزاعی گرد آمدند و با نوشتن نامه ای به امام حسین(ع) از او خواستند به کوفه بیاید.[۹۲] دو روز پس از فرستادن این نامه، کوفیان ۱۵۰ نامه دیگر (که هر نامه شامل امضای یک تا چهار نفر بود) به سوی امام حسین(ع) فرستادند.[۹۳] دو روز بعد نیز نامه هایی به امام حسین(ع) رسید.[۹۴] محتوای همه این نامه ها درخواست از آن حضرت برای آمدن به کوفه بود. وقتی حجم نامه ها بسیار زیاد شد[۹۵] امام حسین(ع) نامه ای به مردم کوفه نوشت[۹۶] و آن را به پسر عمویش مسلم بن عقیل داد تا عازم عراق شود و اوضاع و احوال آنجا را بررسی کند و به ایشان گزارش دهد.
[۹۷] مسلم نامه ای به امام نوشت و پرشماری بیعت کنندگان را تأیید کرد و امام را به کوفه فرا خواند.[۹۸] حرکت از مکه به سمت کوفه همچنین ببینید: حج ناتمام امام حسین(ع) امام حسین(ع) در روز سه شنبه، هشتم ذی حجه (روز ترویه)[۹۹] (همان روزی که مسلم به شهادت رسید) به همراه ۸۲ نفر[۱۰۰] مکه را به سوی کوفه ترک کرد. امام حسین(ع) در بین راه مکه به عراق از کشته شدن مسلم و هانی و پیمان شکنی مردم کوفه آگاه شد و همراهان خود را نیز آگاه ساخت،
و به آنان رخصت داد اگر می خواهند، او را ترک کنند. گروهی رفتند؛ اما خویشاوندان وی و تنی چند از یاران از او جدا نشدند. وقتی امام به نزدیکی کوفه رسید، در منطقه ای به نام ذو حُسَم با پیش قراولان سپاهیانِ پسر زیاد روبه رو شد. سردار این لشکر حُر بن یزید بود. او راه امام را در این منطقه بست. پیک عبیدالله بن زیاد نامه ای برای حر آورد که در آن خطاب به حر نوشته بود: <<بر حسین(ع) سخت گیر، و او را فرود نیاور مگر در بیابان بی حصار و بدون آب>>.[۱۰۱] حر نامه ابن زیاد را برای امام حسین(ع) خواند و امام حسین(ع) به او فرمود:
<<بگذار در نینوا یا غاضریه[۱۰۲] فرود آییم>>.[۱۰۳] حر گفت: <<ممکن نیست؛ زیرا عبیدالله آورنده نامه را بر من جاسوس گمارده است!>>. با هم حرکت کردند تا به کربلا رسیدند. حُر و یارانش، جلوی کاروان امام حسین(ع) ایستادند و آنان را از ادامه مسیر، باز داشتند.[۱۰۴] حاکم کوفه که از رسیدن امام به نزدیکی کوفه خبردار شد،
لشکری را به سرکردگی عمر بن سعد به پیشواز او فرستاد.[۱۰۵] روزشمار واقعه عاشورا سال ۶۰ قمری ۱۵ رجب مرگ معاویه ۲۸ رجب خروج امام حسین (ع) از مدینه. ۳ شعبان ورود امام(ع) به مکه. ۱۰ رمضان رسیدن نخستین نامه های کوفیان به امام(ع). ۱۲ رمضان رسیدن ۱۵۰ نامه از کوفیان به امام(ع) توسط قیس بن مُسْهِر، عبدالرحمان ارحبی و عُمارَة سَلُولی. ۱۴ رمضان وصول نامه سران و اهالی کوفه به امام(ع) توسط هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی. ۱۵ رمضان خروج مسلم از مکه به سوی کوفه. ۵ شوال ورود مسلم بن عقیل به کوفه. ۸ ذیحجه خروج امام حسین(ع) از مکه. ۸ ذیحجه قیام مسلم بن عقیل در کوفه. ۹ ذیحجه شهادت مسلم بن عقیل در کوفه
. سال ۶۱ قمری ۱ محرم یاری خواستن امام از عبیدالله بن حر جعفی و عمرو بن قیس در قصر بنی مقاتل ۲ محرم ورود کاروان امام(ع) به کربلا ۳ محرم ورود عمر سعد به کربلا با سپاه چهار هزار نفری. ۶ محرم یاری خواستن حبیب بن مظاهر از بنی اسد برای یاری امام حسین(ع) و ناکامی او در این مأموریت ۷ محرم بستن آب بر روی امام حسین(ع) و یارانش. ۷ محرم پیوستن مسلم بن عوسجه به امام حسین(ع) و یارانش. ۹ محرم ورود شمر بن ذی الجوشن به کربلا. ۹ محرم امان نامه شمر به فرزندان ام البنین. ۹ محرم اعلام جنگ لشکر عمر سعد به امام(ع) و مهلت خواستن حضرت از عمر سعد. ۱۰ محرم واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع)،
اهل بیت(ع) و یارانش. ۱۱ محرم محرم حرکت اسرا به سوی کوفه ۱۱ محرم دفن شهدا توسط بنی اسد (از اهل غاضریه) ۱۲ محرم دفن شهدا بنابر نقلی دیگر ۱۲ محرم ورود کاروان اسرای کربلا به کوفه. ۱۹ محرم حرکت کاروان اسیران از کوفه به شام. ۱ صفر ورود اهل بیت(ع) و سر مطهّر امام حسین(ع) به شام. ۲۰ صفر اربعین حسینی ۲۰ صفر ورود اهل بیت امام(ع) به کربلا ۲۰ صفر بازگشت اهل بیت امام(ع) از شام به مدینه بنا بر برخی اقوال. واقعه کربلا نوشتار های اصلی: واقعه عاشورا، کربلا، عاشورا، شهدای کربلا، خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا و اسیران کربلا بیشتر منابع، دوم محرّم را روز ورود امام حسین(ع)به کربلا دانسته اند.[۱۰۶] عمر بن سعد نیز فردای آن روز به همراه چهار هزار نفر از مردم کوفه وارد کربلا شد.[۱۰۷] امام حسین(ع) در جواب پیام عمر بن سعد که چرا به اینجا آمده است،
فرمود: <<مردم شهرتان به من نامه نوشتند که بدینجا بیایم. اکنون اگر مرا نمی خواهند باز می گردم.>>[۱۰۸] عمر بن سعد نامه ای به عبیداللَّه بن زیاد نوشت و او را از سخن امام(ع) آگاه کرد.[۱۰۹] عبیداللَّه بن زیاد در جواب نامه عمر بن سعد، بیعت حسین(ع) و یارانش با یزید بن معاویه را درخواست کرد.[۱۱۰] گفتگوهای امام(ع) و ابن سعد، سه یا چهار بار تکرار شد.[۱۱۱] بنا بر برخی منابع امام و عمر ابن سعد توافق کردند که امام کربلا را ترک کند؛ اما این گفت وگوها با مخالفت عبیدالله عقیم ماند.[۱۱۲] روز هفتم: بستن آب به روی حسین(ع) در روز هفتم محرم،
عبیدالله بن زیاد در نامه ای از عمر بن سعد خواست که میان آب و حسین(ع) و یارانش جدایی افکند تا یک قطره از آن ننوشند. چون این نامه به دست عمر بن سعد رسید به عمرو بن حجاج زبیدی فرمان داد تا با پانصد سوار به کنار شریعه فرات برود و مانع دسترسی امام حسین(ع) و یارانش به آب شوند.[۱۱۳] روز تاسوعا نوشتار اصلی: روز تاسوعا شمر بن ذی الجوشن بعدازظهر روز نهم محرم به عمر بن سعد پیوست. شمر (که از طایفه ام البنین بود) از ابن زیاد برای فرزندان ام البنین امان نامه گرفته بود[۱۱۴] که فرزندان ام البنین آن را نپذیرفتند.[۱۱۵] وقتی امام(ع) از نیت دشمن برای حمله در روز تاسوعا آگاه شد، به برادرش عباس فرمود: <<اگر می توانی آنان را راضی کن که جنگ را تا فردا به تأخیر اندازند و امشب را به ما مهلت دهند تا با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش نماز بگزاریم
. خدا می داند که من نماز و تلاوت قرآن را بسیار دوست می دارم>>.[۱۱۶] عباس نزد سپاهیان دشمن رفت و درخواست امام(ع) را به اطلاع آنان رساند. ابن سعد با مهلت یک شبه به امام حسین(ع) و یارانش موافقت کرد.[۱۱۷] در این روز خیمه های امام حسین(ع) و اهل بیت و یارانش محاصره شد. شب عاشور نوشتار اصلی: شب عاشورا (وقایع) امام حسین(ع) در اوایل شب یاران خود را جمع کرد و رو به آنان گفت: آگاه باشید که من به شما اجازه (رفتن) دادم. پس همه با خیالی آسوده بروید که بیعتی از من بر گردن شما نیست. اکنون که سیاهی شب شما را پوشانده، آن را مَرکبی (سوار) برگیرید و بروید. در این هنگام ابتدا اهل بیت امام حسین(ع) و سپس یاران آن امام هر یک در سخنانی حماسی،
اعلام وفاداری کردند و بر فدا کردن جان خویش در دفاع از امام حسین(ع) تأکید کردند.[۱۱۸] روز عاشورا نوشتار اصلی:
روز عاشورا (وقایع) امام حسین(ع) پس از اقامه نماز صبح،[۱۱۹] صف های نیروهای خود (۳۲ تن سواره و ۴۰ تن پیاده)[۱۲۰] را منظم کرد. امام حسین(ع) برای اتمام حجت با دشمن، سوار بر اسب شد و همراه با گروهی از یاران به سوی لشکر دشمن پیش رفت و آنان را موعظه کرد.[۱۲۱] یکی از وقایع صبح عاشورا کناره گیری حر بن یزید ریاحی از لشکر عمر بن سعد و پیوستن به اردوگاه امام(ع) بود.[۱۲۲] در ابتدای جنگ، حملات به صورت گروهی انجام شد. طبق بعضی روایات تاریخی، تا ۵۰ تن از یاران امام حسین(ع)، در اولین حمله به شهادت رسیدند.[۱۲۳] پس از شهادت اصحاب غیرهاشمی، یاران بنی هاشمی امام حسین(ع) برای نبرد پیش آمدند. اولین کسی که از بنی هاشم از امام حسین(ع) اجازه میدان طلبید و به شهادت رسید، علی اکبر بود.[۱۲۴]
پس از او دیگر خاندان امام نیز یکی پس از دیگری به میدان رفتند و به شهادت رسیدند. ابوالفضل العباس(ع)، پرچمدار سپاه و محافظ خیمه ها نیز در نبرد با نگهبانان شریعه فرات به شهادت رسید.[۱۲۵] پس از شهادت بنی هاشم، امام حسین(ع) عازم نبرد شد؛ اما از سپاه کوفه تا مدتی کسی برای رؤیارویی با آن حضرت پا پیش نمی نهاد.[۱۲۶] پیادگان تحت امر شمر بن ذی الجوشن، امام(ع) را احاطه کرده بودند، ولی همچنان پیش نمی آمدند. شمر آنها را به حمله تشویق می کرد.[۱۲۷] شمر به تیراندازان دستور داد امام را تیرباران کنند. از فراوانی تیرها، بدن امام پر از تیر شده بود.[۱۲۸] شمربن ذی الجوشن با گروهی از سپاهیان، از جمله سنان بن انس نخعی و خولی بن یزید اصبحی، به سوی حسین(ع) آمدند.
شمر آنان را به تمام کردن کار امام(ع) تشویق کرد[۱۲۹] اما کسی نمی پذیرفت. او به خولی بن یزید دستور داد تا سر حسین(ع) را جدا کند؛ اما او نتوانست این کار را انجام دهد. شمر[۱۳۰] و به نقلی سنان بن انس[۱۳۱] از اسب پیاده شد و سر امام(ع) را جدا کرد و به دست خولی داد.[۱۳۲] سرانجام زن و فرزندان امام را اسیر کردند و به کوفه و از آنجا به شام بردند. تنها از کشتن امام سجاد(ع) چون بیمار بود چشم پوشیدند.[۱۳۳] اربعین حسینی نوشتار اصلی: اربعین حسینی اربعین حسینی روز ۲۰ ماه صفر و مصادف با چهلمین روز واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) و یاران ایشان است. مشهور است که اسیران کربلا روز ۲۰ ماه صفر سال ۶۱ق در بازگشت از شام به مدینه به کربلا و زیارت امام حسین(ع)رفتند.
برخی معتقدند[۱۳۴] که این زیارت در سال نخست نبوده است؛ چراکه به دلیل طولانی بودن مسافت، طی مسیر کاروان اسرای کربلا از کوفه به شام و بازگشت آنان به کربلا در مدت زمان ۴۰ روز ممکن نیست.[۱۳۵] در مقابل، گروهی از نویسندگان معتقدند کاروان اسرای کربلا از شام به عراق رفت و در روز اربعین، به کربلا رسید و اُسرا پس از زیارت امام حسین(ع) به سمت مدینه حرکت کردند.[۱۳۶] زیارت اربعین نوشتار اصلی:
زیارت اربعین در حدیثی از امام حسن عسکری(ع) پنج نشانه برای مؤمن شمرده شده است. یکی از این پنج نشانه زیارت اربعین است.[۱۳۷] همچنین زیارت نامه ای برای روز اربعین از امام صادق(ع) نقل شده است.[۱۳۸] شیخ عباس قمی این زیارت نامه را در مفاتیح الجنان در باب سوم بعد از زیارت عاشورا غیر معروفه، با عنوان <<زیارت اربعین>> نقل کرده است. به گفته قاضی طباطبایی زیارت روز اربعین نزد شیعیان زیارت <<مَرَدّ الرَّأس>> نیز خوانده می شود.[۱۳۹] راهپیمایی اربعین نوشتار اصلی:
راهپیمایی اربعین توصیه به زیارت اربعین باعث شده شیعیان، به ویژه ساکنان عراق، همه ساله از نقاط مختلف به سوی کربلا حرکت کنند. این حرکت که غالباً پیاده انجام می شود و یکی از پرجمعیت ترین راهپیمایی ها در جهان است. در سال ۱۳۹۲ هzwj;.ش حدود ۲۰ میلیون زائر در این مراسم شرکت کردند.[۱۴۰] قاضی طباطبایی می نویسد که حرکت به سوی کربلا در روز اربعین از زمان ائمه اطهار(ع) در بین شیعیان رایج بوده و شیعیان حتی در زمان بنی امیه و بنی عباس نیز به این حرکت مقید بودند.[۱۴۱] قیام عاشورا: دیدگاه ها و پیامدها نوشتار اصلی: قیام امام حسین درباره حرکت امام حسین(ع) از مدینه به مکه و از آنجا به طرف کوفه و جنگ با سپاهیان عمر سعد در کربلا، دیدگاه های مختلفی وجود دارد. در یک دیدگاه این حرکت به قصد قیام و پیکار نبود، بلکه صرفاً برای حفظ جان بود (دیدگاه شیخ علی پناه اشتهاردی).[
۱۴۲] برخی نیز معتقدند حضرت برای تشکیل حکومت قیام کرد. از گذشتگان، سید مرتضی[۱۴۳] و در معاصر صالحی نجف آبادی[۱۴۴] (صاحب کتاب شهید جاوید) این دیدگاه را دارند. افرادی نیز مخالف این دیدگاه اند، مانند شیخ مفید، سید بن طاووس و علامه مجلسی.[۱۴۵] قیام امام حسین(ع) باعث بیداری گروه های بسیاری شد. بلافاصله پس از شهادت امام حسین(ع) حرکت های انقلابی و اعتراضی آغاز شد و تا سالیان دراز ادامه یافت.
اولین اعتراض، برخورد عبدالله بن عفیف[۱۴۶] با ابن زیاد و پس از آن قیام مردم سیستان بود. مردم مدینه نیز در اعتراض به واقعه عاشورا علیه یزید شوریدند که به واقعه حره شهرت یافت. پس از هلاکت یزید قیام ها ادامه یافت که قیام توابین، قیام مختار، قیام زید بن علی(ع) و قیام یحیی بن زید از آن جمله است. ابومسلم خراسانی نیز با توجه به قیام امام حسین(ع)، قیام سیاه جامگان را با شعار یا لثارات الحسین پایه ریزی کرد[۱۴۷] که به سقوط امویان انجامید. قیام های علویان علیه عباسیان نیز همگی از قیام امام حسین(ع) الگو گرفتند، از جمله قیام محمد بن عبدالله علیه منصور عباسی،
قیام ابراهیم باخمرا، قیام شهید فخ. سوگواری عطار نیشابوری: در تموز کربلا تشنه جگر سربریدندش!چه باشد زین بتر؟ با جگرگوشه پیمبر این کنند وانگهی دعوی داد و دین کنند! کفرم آید هر که این را دین شمرد! قطع باد از بن زبانی کاین شمرد! دانشنامه امام حسین، ج۱۰، ص۳۲۷-۳۲۸. نوشتار اصلی: سوگواری محرم سوگواری محرم، مجموعه آیین هایی است که شیعیان (و گاه غیرشیعیان) در ماه محرم در سوگ شهیدان کربلا انجام می دهند. سوگواری در آغاز با گریه و شعرخوانی صورت می گرفت؛ اما رفته رفته مداحی، روضه خوانی، شمایل کشی، سینه زنی، تعزیه و جز آن به مراسم سوگواری افزوده شد. بیشتر این آیین ها در دوران آل بویه، صفویه و قاجار شکل گرفتند. بنابر برخی گزارش ها،
اولین مرثیه خوانان بر حسین بن علی(ع) پس از واقعه عاشورا، زینب(س) و علی بن الحسین(ع) بودند. ویژگی ها و فضایل نوشتار های اصلی: اهل بیت(ع)، اصحاب کسا، مباهله، آیه تطهیر و حدیث ثقلین امام حسین(ع) سپیدچهره بود.[۱۴۸] گاه عمامه ای از خز[۱۴۹] و گاه عمامه ای سیاه بر سر می گذاشت.[۱۵۰] موی سر و محاسن خود را خضاب می نمود.[۱۵۱] در بیشتر منابع حدیثی و تاریخی و رجالی کهن از شباهت وی به پیامبر اکرم(ص) سخن گفته شده[۱۵۲] و در روایتی شبیه ترین فرد به پیامبر(ص) وصف شده است.[۱۵۳] در روایتی دیگر از امام علی(ع)، وی فرزندش حسین را شبیه ترین فرد به خود از نظر خُلق و خو و رفتار، دانسته است.[۱۵۴] نقش دو انگشتری او یکی
<<لااله الّااللّه، عُدَّةٌ للِقاءاللّه>> و دیگری <<ان اللّه بالغُ اَمْرِه>> بود.[۱۵۵] امام حسین(ع) پس از شهادت امام حسن(ع)، با وجود افرادی که به سن از وی بزرگ تر بودند، شریف ترین فرد از بنی هاشم به شمار می رفت[۱۵۶] و آنها در امور خویش با او مشورت می کردند و نظر او را بر رأی دیگران ترجیح می دادند.[۱۵۷] امام حسین(ع) ۲۵ بار، همراه با نزدیکانش، پیاده حج گزارد.[۱۵۸] یعلی عامری از پیامبر(ص) نقل کرده است:
[۱۵۹] حُسَینٌ مِنّی و اَنا مِنهُ، اَحَبَّ اللهُ مَن اَحَبَّهُ، الحَسَنُ و الحسینُ سِبطانِ مِن الاَسباط (ترجمه: حسین، از من است و من، از حسینم. خداوند دوست می دارد هر کس را که دوستدار حسین(ع) است! حسن و حسین دو فرزند از فرزندان انبیایند.) از سلمان فارسی نیز نقل شده است:[۱۶۰] رسول خدا(ص)، حسین(ع) را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی؛ تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی؛ تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجت های خدایی که ۹ نفرند و خاتم ایشان قائم ایشان است.
باز از سلمان روایت شده است که پیامبر(ص) فرمود:[۱۶۱] ای سلمان! هر کس اینان را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر کس مرا دوست بدارد، خدا را دوست داشته است. سپس دستش را بر شانه حسین(ع) نهاد و فرمود: او، امام و پسر امام است،
۹ تن از نسل او، امامانی نیک و امین و معصوم اند و نهمین آنان، قائم (قیام کننده) ایشان است. پیامبر خدا(ص) بارها فرمود:[۱۶۲] حسن(ع) و حسین(ع) فرزندان من هستند، هر کس آنها را دوست بدارد مرا دوست داشته و کسی که مرا دوست داشت خدا را دوست دارد و هر که خدا را دوست داشت وارد بهشت می شود و هر کس آنها را بد بدارد مرا بد داشته و هر که مرا بد داشته خدا را بد داشته و هر که خدا را بد بدارد وارد جهنم می شود.
ابوهریره نیز گفته است که:[۱۶۳] رسول خدا(ص) فرمود: هر کس این دو فرزندم -حسن و حسین- را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است. دشمنان امام نیز به فضائل او معترف بودند، چنان که معاویه می گفت حسین همچون پدرش علی اهل غدر و حیله نیست.[۱۶۴] عمرو بن عاص او را محبوب ترین فرد از زمینیان نزد اهل آسمان می دانست.08:20:172016-12-25
برچسب:
نویسنده: باربد عابدی